ستاره ماه خاصه
دوستان خوب کولهپشتی نارنجی،
۱۰ روز پیش، آمار وبلاگ از مرز ۱۰۰,۰۰۰ بازدید گذشت؛ این گزارش، صدمین پست وبلاگ است و ۱۰ روز تا دومین سالروز تولد کولهپشتی نارنجی زمان باقیست...
پس، نظم گزارشهای سفر را به هم زدهام تا خاصترین پست بخارا را، به این مناسبت تقدیم حضورتان کنم!
در اواسط قرن نوزدهم میلادی، نصراله خان، امیر بخارا تصمیم گرفت تا محل اقامت جدیدی برای خود بسازد. برای انتخاب خنکترین مکان جهت پرهیز از گرمای تابستان، از روشی قدیمی بهره گرفتند؛ گوشت گوسفند را در چند منطقه از حومه شهر قرار دادند. جایی که گوشت در آن دیرتر از سایر نقاط فاسد شد، به عنوان خنکترین مکان برای ساخت کاخ انتخاب گردید. متاسفانه امروزه از آن قصر اثری باقی نمانده است. چندین دهه بعد، به دستور امیرعالم خان، دوباره همانجا کاخی بنا شد.
امیر عالم خان، آخرین امیر بخارا، پیش از تصرف کامل ماوراءالنهر به دست اتحاد جماهیر شوروی بود. او تنها حاکم مغولی بود که خود را خلیفه نامید. امیر بعد از حمله ارتش سرخ، ناچار به دوشنبه و سپس به کابل رفت و همانجا ماند. روزنامه فارسی زبان "بخارای شریف" که اولین روزنامه فارسی چاپ شده در آسیای میانه بود و حالا سالروز تاسیسش به عنوان روز مطبوعات تاجیکستان محسوب میشود، در دوران حکومت وی تعطیل شد. صدرالدینعینی، یکی از مهمترین نویسندههای تاجیک، که در گزارشهای بعدی با او بیشتر آشنا خواهید شد، تصویر روشنی از زندگی در زمان حکومت امیران را، در کتابهای برده و جلادان بخارا شرح داده است. در همین حد و حدودی که در مورد امیر مطالعه کردهام، دریافتم بهترین کاری که در بخارا انجام داده، شاید ساختن همین کاخ تابستانی باشد...
افسانههای محلی میگویند امیر، کاخ را به همسرش "ستاره" هدیه کرد. بهترین معماران بخارایی به همراهی دو معمار روس، موفق شدند در ساخت عمارت، تلفیقی از سبک شرقی و غربی به وجود بیاورند. بعد از فوت همسر امیر، کاخ، ستاره ماه خاصه لقب گرفت و تا امروز به همین نام معروف است. ستاره ماه خاصه یعنی ستاره ماهنشان!
کاخ که حالا به موزه هنرهای محلی تغییر کاربری داده، از چند تالار پذیرایی و تعدادی اتاق خصوصی تشکیل شده است. مهمترین بخش آن، سالن سفید است که توسط استاد شیرین مرادوف ساخته شده است. مجسمه این معمار مشهور بخارایی، در گوشه ای از باغ قرار دارد. سالن سفید، با گچبری و آینهکاری تزئین شده است. گفته می شود در تزئین کاخ بیش از ۱۰,۰۰۰ قطعه آینه به کار رفته که آنها را از ونیز و ژاپن به بخارا آورده اند.
در باغ باصفای کاخ، قدم از قدم که بردارید، چیزی توجهتان را جلب خواهد کرد؛ طاووسهای خوش آب و رنگ در یک قدمی به دلبری مشغولند و درختان پرابهتی که مامن لانه های بیشمار کلاغها شدهاند. همانها که دسته دسته در آسمان ستاره ماه خاصه می آیند و می روند. در قسمتی از باغ نمایشگاهی از آثار نقاشی هنرمندان بخارا خواهید یافت که تا میفهمند ایرانی هستید، برق احترام در نگاهشان جاری میشود...
حکایت قرارگاه تابستانه امیرعالم خان هم، حکایت آسمان افسونگر و پرستاره بخاراست که زیبائیش، معمار را به خلق شاهکار واداشته و کپی زده نقش زیبای آسمان را بر در و دیوار کاخ... یک مجموعهی هنری چشمنواز و رنگارنگ در انتظار بیننده است... اینجا باید تسلیم لطافت طبع هنرمندان شد و به این همه ذوق که از در و دیوار میریزد، آفرین گفت...
ورودی کاخ – موزه
کار عالم گردد از بخت همایونش درست چون به تخت خسروی عدل بنا انداختن
شعر شناسنامه بنا بر روی دیوار عمارت
تک مناره کاخ
ببینید نقش پر طاووس چه خوب می آید به رنگ دلنشین ایوان کاخ!
ایوان نفیس اما رو به ویرانی...
این مجموعه برای دو دهه در حال بازسازی بوده و با این حال وقتی روی کفپوش چوبی ایوان قدم میگذاری احساس میکنی هر آن ممکن است فرو بریزد و حیف از این همه نقش و رنگ زیبا که کسی در فکر ترمیمش نیست...
نگاه کن، من از ستاره سوختم...
شاخهها هم دست دراز کرده اند ستاره بچینند...
سالن سفید، شاهکار دکوراسیون زینتی است – ورود ممنوع بود و نتوانستیم از نقوش آینههای میان گچبریها عکاسی کنیم.

نقوش سقف را بنگرید:
دیگر ستارهها را نشماریم...
لباسهای نفیس موزه
لباس زربفت امیر
و سقف و دیوارهای طلاکوب یکی از سالنها:
مرا دگر رها مکن مرا از اين ستاره ها جدا مکن